اما عید است و عید نوروز پس این عید را به همه تبریک می گویم وامیدوارم سال ۱۳۸۷ سال خوبی برای همه مردم کشورم باشد.
بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
برگهاي سبز بيد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال لاله ها و سبزه ها
خوش به حال دختر ميخك كه ميخندد به ناز
خوش به حال آفتاب
خوش به حال روزگار
جامه رنگين نمي پوشي به كام
باده رنگين نمي نوشي زجام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از مي كه ميبايد تهي است
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
خوش به حال روزگار
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ
آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
" اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم : تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايند .من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيردو بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .
من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غصب ننمايد ،و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .
من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد . مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است .اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران .
من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه به عهده گرفته ام ، موفق گرداند."
متن کامل این مطلب را می توانید در سایت عصر ایران عصر ایران مطالعه کنید.
در ماه رمضان یک غیبت نسبتا"طولانی داشتم،به دلیل مشغله زیاد فرصتی برای سرزدن به وبلاگ ها نبود.حتی خبرگزاری ها را نیز در حد ضرورت و خیلی کم سر می زدم .درهر حال از همه دوستان که سرزده اند و پیام گذاشته اند ولی من نتوانسته ام پاسخ دهم پوزش می خواهم. همچنین عید سعید فطر را هم تبریک می گویم و امیدوارم که موفق و پیروز باشید.آرزو می کنم طاعات وعبادات همه نیز مورد قبول حق باشد.
درختی در پشت آرتا قرار دارد درخت سیب است .اگرچه سیب هایش هیچ وقت سرخ و یا زرد نمی شود(یکی از دوستانم که در این امور سر رشته ای دارد می گوید درخت مذکور سیب سرخ است و به دلیل سردی هوا سیب هایش سرخ نمی شود)اما خو شمزه است .
آرتا بعد از اینکه از این سفر برگشتیم سرما خورد وهمه خانواده نیز گرفتار سرما خوردگی شدند.
البته عکس ها زیاد است این چند تا دم دست بودند.به قولی خدا برکت دهد دوربین های دیجیتالی را که دلت بخواهد می توانی عکس بگیری.

.::ادامه مطلب::.
شهر تبریز از شهرهای قدیمی و اصیل ایرانی محسوب می شود و گفته می شود قدمت آن به 4 هزار سال قبل بر می گردد؛این شهر در تغییر و تحولات و پیشرفت از شهر های پیش گام بوده است .بر این اساس اولین چاپخانه ؛اولین مهد کودک ؛اولین شهرداری به سبک امروزی؛اولین مدرسه مدرن ؛اولین تلگرافخانه و…را به نام خود ثبت کرده است.
تبریز شهر بی گدا
در این شهر به دلیل همت مردمانش و داشتن انجمن خیریه موفق (NGO)چه فرد نیازمند و چه غیر آن تکدیگری نمی کند.
برخلاف دیگر شهرهای بزرگ در پشت چراغ قرمز یا ترافیک کسی به زور شیشه های ماشینت را پاک نمی کند،در بازار و خیابان های شهر کسی روبرویت سبز نمی شود تا با بکارگیری انواع و اقسام شگرد ها از قبیل نشان دادن نسخه های پزشکی ،نوار قلب ،غریب بودن و در راه ماندن و یاچرب زبانی و.. چشم به جیب هایت بدوزد .
در این شهرفردی با نمایش گذاشتن زور بازو ویا طفل معصومی در محل گذر مردم و یا سیاه کردن بخشی از بدن خود و... پولی از شما نمی خواهد.و..
خلاصه به دوستانی که تا به حال از این شهر دیدن نکرده اند توصیه می کنم به این دیار سفری داسته باشند.البته زمستان نباشد !
البته این اولین سفر ما به همراه آرتا بود وبه همین خاطر بی تابی می کرد .
واما استان آذربايجان شرقي
این استان داراي 16 شهرستان است كه عبارتند از: آذرشهر، اسكو، اهر، بستان آباد، بناب، تبريز، جلفا، سراب، شبستر، كليبر، مراغه، مرند، ملكان، ميانه هريس، هشترود.
در خصوص وجه تسميه شهر تبريز حمدالله مستوفي و ياقوت حموي نوشته اند:
بناي تبريز از زبيده ، زن هارون الرشيد است. وي به بيماري تب نوبه مبتلا بوده ، روزي چند در آن حوالي اقامت كرده و دراثر هواي لطيف و دل انگيز آنجا بيماري زبيده زايل شده، فرموده شهري در آن محل بنا كنند و نام آن را (( تب ريز)) بگذارند.
در ضمن گفته می شود قديمي ترين ذكر نام از تبريز در كتيبه سارگن دوم پادشاه اشور دیده شده است.
اثار باستاني
آثار باستاني استان عبارتند از: كليساي استپانوس، پل دختر، ارك عليشاه، بازارتبريز مسجد جامع تبريز، مسجد جامع مرند، قلعه بابك، مسجد كبود ( فيروزه اسلام) ، مقبره الشعراء ( آرامگاه خاقاني شيرواني،شهريار، اسدي طوسي، همام تبريزي و...)، سنگ بسم ا..، موزه آذربايجان،عمارت ايل گلي، برج شهرداري تبريز.
در ضمن شیرینی ها و سوغات این شهر را فراموش نکنید.


این عکس ها نیز مربوط به مورد مشابهی است که به نظرم اوایل سال اتفاق افتاد.در این تصاویر این نوجوان با حسرت به هم سن وسالهای خود می نگرد. متاسفانه این نوع مسائل به موضوع عادی تبدیل شده است که امید وارم من اشتباه کرده باشم اما با تاسف همه ما اذعان داریم که از این موارد بار ها دیده ایم.
در چنین مواردی منتظر کمک افراد خیر ویا نهادهای حمایتی هستیم که این نوع نگرش نمی تواند چنین مشکلاتی را در جامعه بر طرف کند.متاسفانه مسئولان فکری اساسی برای ریشه کنی فقر و مشکلات زندگی مردم نمی کنند.
در حال حاضر مهم ترین مشکلات جامعه ؛اشتغال و حقوق است.مثلا" اگر به همین سرپرست خانواده کارداده شود با چنین مشکلاتی روبرو نخواهند بود.
طبق بررسي ژوئن 2007 که چنين بررسي يي هر سال در اين ماه براي سراسر جهان انجام مي گيرد، اينترنت در طول عمر کوتاه خود باعث شده است که تبادل اطلاعات، انديشه و معلومات 75 درصد نسبت به گذشته (سال 1991) و چهار درصد نسبت به سال 2006 افزايش يابد زيرا که اينترنت از هر سيستم اطلاع رساني و در اختيار گذاردن معلومات و انديشه جلوتر، آسان تر، ارزان تر و سريع تر و اعمال سانسور در مطالب کمتر است (تنها مي شود، همه سايت را در يک منطقه از جهان فيلتر کرد. هک کردن يک سايت، سريعاً ترميم مي شود). لي هنگام اعلام تعميم اينترنت و در اختيار همگان قرار گرفتن اين ابزار اطلاع رساني گفته بود که در آينده يي نزديک واژه «سانسور» از فرهنگ ها حذف و به تاريخ سپرده خواهد شد.
انديشمندان پيدايش وب سايت را بزرگترين گام در راه «آزادي بيان و عقيده» اعلام داشته و پيش بيني کرده اند که تا سال 2017 (ده سال ديگر) وقوف بشر بر معلومات مورد نياز تکميل يا دست کم به ميزان 90 درصد برسد و دانستن حقوق خود که آزادي ها و دموکراسي جزيي از آن است تحول بزرگي در جهان به وجود خواهد آورد. به پيش بيني جامعه شناسان، تا سال 2020 رسانه ها از کتاب تا فيلم سينمايي؛ اينترنتي خواهند شد، عمر روزنامه هاي چاپي (جز مجلات تخصصي) به پايان خواهد رسيد و از هم اکنون، شبکه هاي بزرگ تلويزيوني در پايان هر بخش خبري خود از مخاطبان مي خواهند که دنباله اخبار را در وب سايت آنها که به هر سه صورت ـ حروفي، ويدئويي و آئوديويي (تصوير و صدا) ـ است، ببينند. کتاب ها دارد اينترنتي مي شود و هر قسمت از يک کتاب را که فرد بخواهد، با پرداخت مبلغي ناچيز، از آن براي خود پرينت مي گيرد و به همين گونه ديدن و شنيدن و ضبط کردن فيلم سينمايي، موسيقي و... هرگونه عقيده يي قابل قرارداده شدن در اينترنت و انتقال برق آساي آن به ايميل افراد است. بسياري از حقوقدانان براين باورند از آنجا که موازين فعلي «محلي» هستند تا وضع يک ميثاق جهاني، تعقيب قضايي يک وبلاگ نويس در خارج از مرزهاي حقوقي يک کشور دشوار است.
بهره ای بگیرم.
از طریق این وبلاگ با دوستان وبلاگ نویس آشنا شدم که ازآنها نکته های زیادی یاد گرفتم ؛در این فرصت از انها تشکر می کنم.
همچنین از همه دوستانی که وقت گذاشتن و نقد ها و نظرات خود را برایم نوشتن نیز تشکر ویژه می کنم .
در دوره جدید تلاش خواهم کرد تا مو ضوعات مورد نظرم را جدی تر پیگیری کنم.همچنین بر تعداد دوستان وبلاگ نویس ام افزوده شود.
اول اینکه بنابر گفته این مقام مسول 12 درصد از گدایان دستگیر شده داری تحصیلات دیپلم و بالاتر هستند.
دوم اینکه بیشترین تعداد این افراد در گره سنی بین 32 تا 41 سال قرار دارند.
سوم اینکه 91 درصد این متکدیان از سلامت کامل ر روانی برخوردارند.
چهارم اینکه 67درصد نیزاز نظر جسمی در سلامت کامل به سر می برند.
پنجم اینکه 63 درصد این افراد برای تامین هزینه های مواد مخدر خود گدایی می کنند.
1- آیا به نظر شما این آمار جای تامل ندارد؟
2- آیا اگر برای موارد اول ؛دوم وسوم کار وجود داشته باشد با زهم گدایی خواهند کرد؟
3- بر اساس این امار فقط حدود 9درصد این افراد به دلیل مشکل جسمانی و شاید از روی ناچاری تکدیگری می کنند که می شود این افراد تحت پوشش نهاد های حمایتی نظیر سازمان بهزیستی ویا کمیته امداد قرار داد تا زندگی آبرومندانه ای داشته باشند.
4- و آیا نمی شود 63 درصد این افراد را در مراکز بازپروری معتادان ترک داد.
5- و...
یکی از دوستانم _داود_ چند روز پیش اقدام به راه اندازی وبلاگی به تهمتن کرده است.داود در اولین پست خود دنیای اینترنت را به عنوان رب النوع اطلاعات نامگذاری کرده است.وی معتقد است اگر اینترنت در دوران باستان وجود داشت ،همانطور که هر پدیده ای برای خودش رب النوعی داشت مثلا" در فرهنگ های مختلف زئوس رب النوع یا خدای خدایان بود،اروس رب النوع عشق ،اناهیتا رب النوع آب وروشنایی،ونوس الهه زیبایی و.. بود به طور حتم اینترنت نیز به عنوان الهه اطلاعات تعیین و تقدیس می شد.
اول، چندی است که فرصت به روز کردن وبلاگ را نداشته ام ؛در این مدت از دوستانی که به من سر زدند متشکرم و پوزش می خواهم که نتوانستم با آنان سر بزنم.
دوم؛ اقای عالیجناب مدیر وبلاگ عالیجناب عشق در نظر قبلی خود در خصوص بنزین از من پرسیده اند؛ در این رابطه موارد زیر را می توان شمرد
1-مشکلاتی مانند نبود تاکسی ،شلوغ بودن اتوبوس ها و مترو،بوجود آمدن بازار سیاه برای بنزین ، فروش کارت های بنزین از مهمترین وشایع ترین مشکلات است البته گرانی کرایه ها را نیز به آن اضافه کنید.
2-راننده آژانسی می گفت رفته بودم تا ماشینم را خط بیندازم که فرد دیگری نیز که ماشینش 50 میلیون تومان می ارزید؛(البته اسمش را گفت اما من یادم رفته)آمده بود تا ماشینش را خط بیندازد( منظورش این بود که می خواست ماشین اش را خطی و مسافر کشی کند)تا از این طریق سهمیه بنزین بیشتری دریافت کند!.
.
3-راننده تاکسی هم می گفت بعد از این دیگر مسافر کشی نمی کنم،سهمیه بنزینم را می فروشم!.
4-فردی که یک ماشین بدون استفاده دارد-به دلیل خرابی – خوشحال است که می تواند سهمیه اش را بفروشد و پولی بدست آورد.(می گوید حدود 30 تا 50 هزارتومان می شود)!
5-فرد دیگری موتور سیکلت بدون استفاده دارد که می خواهد سهمیه بنزین اش را بفروشد(حدود 10 تا 15 هزار تومان می شود)....
پلیس همیشه به عنوان مامن و فردی مورد اعتماد جامعه محسوب می شود وحتی انتظار می رود با چنین افراد ی نیز اصولی ومنطقی برخورد شود.
انتظار می رود پلیس در بر خورد های خود احتیاط بیشتری به خرج دهد.چراکه نیروهای انتظامی الگویی برای افراد جامعه وبه ویژه کودکان محسوب می شوند.
چه دلیلی برای برخورد های این چنینی وجود داردکه خلاف کاران را آدم هایی مظلوم وسر به زیر نشان می دهد و پلیس را مقابل انان نشان می دهد.
برای جلوگیری از اعمال زشت و ازار و زورگویی این افراد بزهکار، ضروری است در کنار توجه به مسایل اجتماعی ،اقتصادی ،روان شناسی و…اقدامات پلیس مستمر و برنامه ریزی شده باشد نه مقطعی.
توجه داشته باشیم که بر خوردهای مقطعی وبدون برنامه علمی و توجه به نظریه های مطرح در –حوزه های اجتماعی و روانشناسی و …توفیق چندانی نخواهد یافت.مردم انتظار دارند همیشه در آسایش و امنیت باشند واین امر نیازمند یک برنامه همه جانبه و با بکارگیری کارشناسان حوزه های مرتبط محقق می شود.
پادشاهی فرمان قتل محکومی را صادر کرد. محکوم او را دشنام داد. پادشاه تظاهر به نشنیدن کرد و از وزیر خود پرسید: چه گفت؟ وزیر گفت: قربان محکوم میگوید: مرا عفو کن! پادشاه دستور داد آزادش کردند. وزیر دیگری شیطنت کرد و گفت: قربان این وزیر دروغ میگوید، چون محکوم درخواست عفو نکرد، بلکه شما را دشنام داد، پادشاه ناراحت شد و گفت: دروغ او را بیشتر از راست تو پسندیدم، چون دروغ او خیر و مصلحت بود، اما سخن راست تو بوی قساوت و خیانت داشت.
2
در زمان حکومت قاجار رسم بود که بزرگان گوشهای خود را زیر کلاه پنهان میکردند، روزی ناصرالدینشاه وزیر دفتر خود را دید که گوشهایش از زیر کلاه بیرون است، نگاهی خشمآلود به سوی او افکند و گفت: گوشهایت را زیر کلاه بگذار و گرنه میگویم شلاقت بزنند. وزیر بلافاصله کلاه را زیر گوشهایش پایین کشید و گفت: بفرمایید قربان این هم گوشهای صاحب مرده زیر کلاه صاحب مرده، ببینم اوضاع این مملکت با گوش زیر کلاه بردن من درست میشود؟
منبع:کتاب گل واژه های سخن
برایم جالب بود که بدانم این آدم چه کار هایی انجام داده است که بر خلاف دیگران مردم بیشتر از خوبی هایش می گویند .بعدا"که بزرگتر شدم متوجه شدم در زمان خودش اقدامات قابل توجه ودر خوری برای مردم و کشور انجام داده است اگر به پسرانش به دلیل سوءظن رحم نکرد.
بر اساس نوشته های پیترودلاداله-جهانگرد ایتالیایی - شاه عباس وزیر خود فریدون خان -حکمران استرآباد به جرم اینکه میوهای از درختان باغی چیده و بهای آن را پرداخت نکرده بود ؛دستور می دهد تا تیری از دماغش بگذرانند.و... شاید این مو ضوع از منظری بی رحمانه و برای چنین جرمی زیاد باشد اما واقعیت این است که همین اقدامات و بر خوردهایش باعث محبوبیت او در بین مردم شده است .
این دفتر خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد زد؟...
می گویند۴۰روز ؛اما تو گویی از آن شب خون آلود؛سالها گذشته است؛از آن شب که ستاره درخشان امید در آسمان ما غروب کرد.روزها و شب هایی که در سکوت و اندوه گذشت؛هر چند بی بازگشت بودن سفرش را باور نکردیم؛اما هر لحظه دلتنگ در آغوش گرفتن ؛بوییدن وبوسیدن آن وجود نازنین بودیم و هستیم.
این مطلب را دوست عزیزم ابراهیم باقری به مناسبت چهلمین روز در گذشت" آرین" نوشته است .
از خداوند تبارک تعالی برای پدر و مادرش ارزوی صبر و برد باری دارم.
در پست زندگی جاده ایست که ...در خصوص حجم بالای تصادفات در کشورمان نوشته بودم که نویسنده وبلاگ ستاره قطبی آمار ها را کمی اغراق امیز خواند البته از جهتی می تواند درست باشد اما واقعیت این است این امار ها که مقایسه ای بود در ارتباطات بین فردی رد و بدل می شود .اما مهم اصل مو ضوع است نباید سرسری از آن گذشت در این پست امار های رسمی که از سوی مسولان مربوط اعلام شده است به نقل از هفته نامه آتیه (سه شنبه 4 اردیبهشت 86)را می آورم.
درست در اوايل فروردين ماه 86 سردار حسين ذوالفقاري، جانشين فرماندهي نيروي انتظامي در جمع خبرنگاران از وقوع 36 هزار و 402 فقره تصادف در جاده هاي كشور پرده برداشت و به روشني اعلام كرد از 25 اسفند ماه 85 تا 14 فروردين 86، تعداد 770 نفر در صحنه تصادفات رانندگي كشته شدند.
وي اگرچه از كاهش 20 درصدي شمار تلفات نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر داد ولي در عين حال اعلام كرد هنوز آمار نهايي كشته هاي تصادفات رانندگي از سوي پزشكي قانوني اعلام نشده است، از اين رو بايد همچنان منتظر افزايش آمار تلفات اعلامي باشيم .
در هرحال رتبه نخست وقوع تصادفات به ترتيب از نظر جغرافيايي به تهران بزرگ، اصفهان، خراسان رضوي و استان تهران اختصاص يافت و البته در اين ميان بيشترين آمار كشته هاي تصادفات مربوط به اصفهان مي شد. اين در حالي است كه در نوروز 85 كارشناسان انتظامي از كشته شدن روزانه 90 نفر در تصادفات نوروزي خبر مي دادند، اگرچه با پايان يافتن طرح امداد نوروزي فرمانده نيروي انتظامي، همان زمان اعلام كرد: طي ايام نوروز 85، تنها 323 نفر سر صحنه تصادفات جان خود را از دست داده اند و در اين ميان 36 هزار و 685 فقره تصادف نيز رخ داده كه نسبت به مدت مشابه سال 84، دو درصد كاهش و شمار فو تي ها نيز 29 درصد كاهش داشته است و چندي بعد شمار تلفات حوادث رانندگي در نوروز 85، يكهزار و 800 نفر اعلام شد.
.::ادامه مطلب::.
"آقا پنجره راباز کن ؛بازهم اینا اومدن؛آخه ؛کی اینا را تو شهر راه می ده؛با پررویی هم می یان بالا وردست آدم می شیند.آخه بابا هیشکی نیس کاری بکنه؛عجب بد بختیه؛روزمون با چیو کیا شروع می کنیم.
-آقای راننده نمی شد کمی جلو تر می ایستادی.
-بابا ول کن اینا بدبختند اونا هم انساند.
-اخه آقاجون آدم خودشو دستی دستی تو چاه میندازه."
حقیقت این است که اعتیاد خانمان سوز است و خود فرد نقش مهمی در بد بختی خود دارد.
ایستگاه بیمارستان شریعت رضوی – مهرآباد- محلی به نام گرمخانه برای معتادان ایجاد شده است تا این افراد شب ها سر پناهی با لای سر خودداشته باشند.این معتادان وقتی سوار اتوبوس می شوند بوی بسیار بدی فضا را پر می کند که تحمل آن خیلی سخت است.نقل قول های بالا نیز بخشی از نا رضایتی مردم را نشان می دهد.متاسفانه این افراد وصله های ناجوری برای خانواده هایشان و جامعه هستند. وهمانطوری که قبلا"گفتم بازهم تاکید می کنم خود این افراد نقش بسیار مهمی در مشکلات خود دارند.نیازی به نوشتن نیست کهنـتـيـجـه وعاقبت افرادي كه به مواد مخدر اعتیاد پیدا می کنند جز مرگ وتباهی زندگی خود و اطرافیان نخواهد بوداین امر بـايد درس عبـرتـي براي افراد ديگر بخصوص جوانان باشـدتا بخاطر شادي ها، خوشـي هـا و اثـرات كـاذب زود گذر وهرگز حتي فكر مصرف آنها را نیز در ذهن خود راه بد هند.اما متا سفانه چنین نیست.
به اميد روزي كه شهری بدور از این وصله های نا جور داشته باشیم.
همانطوري كه قبلا"نوشته بودم در اين پست عكس هايي از ارتا قرار مي دهم. پيشنهاد مي كنم آنهايي كه هنوز بچه دار نشده اند و دودل هستند دودلي شك را كنار بگذارند. به طور حتم بعد از بچه دار شدن نظرشان عوض خواهد شد.
اميدوارم خداوند به همه فرزند صالح عطا كند.

.::ادامه مطلب::.
به طور حتم شما هم خبر های نا گواری در خصوص حوادث جادهای شنیده اید.بر اساس آماری گفته می شود تعداد مرگ ومیر جاده ای در ایران بیش از تعداد تلفات انتفاضه فلسطینیان در برابر رژیم صهیونیستی بوده است همچنین گفته می شود مرگ جاده ای پس از سکته قلبی دومین دلیل مرگ ایرانیان است وهمین طور گفته می شود آمار مرگ جاده ای ایران در سال گذشته بیش ازآمار کشته شدگان حاصل از حمله آمریکا به عراق بوده است.
و... سالها ست که این موضوع به روشهای مختلف اعلام می شوداما متاسفانه اقدام قابل توجهی نمی شود .
متاسفانه سال جدید شروع خوبی برای من ودیگر همکارانم نداشت در اولین روزهای سال 86 (5 فروردین) ابراهیم باقری دوست وهمکار عزیزم در مسیر تهران به مشهد نزدیک نیشابور ساعت 3 صبح دچار حادثه
نا گواری شد و متاسفانه ارین _پسرش_ را از دست داد و همه ما را در سوگ خود نشاند.
آرین پسری باهوش ومودب بود . وقتی این خبررا شنیدم مات و مبهوت ماندم وجرات اینکه با ابراهیم باقری تماس بگیرم و این حادثه را تسلیت بگویم را نداشتم .در چنین مواقعی خیلی سخت است تماس گرفتن و چیزی گفتن من که جرات نکردم وروز بعد هم فقط گفتم خدا صبر دهد . تنها چیزی که در چنین مواقعی می شود گفت همین است. بازهم امیدوارم خداوند به خودش و همسرش صبر عطا کند .
آرین به نویسندگی علاقه داشت در یکی از انشاهایش که تحت تاثیر فوت پدر بزرگش – تقریبا" سال پیش همین مو قع فوت کرد- نوشته بود زندگی را چنین توصیف می کند:
داستان زندگی را در یک ورق نمیتوان نوشت، چون زندگی یک جادهی طولانی است که ظرف 100 سال آن جاده طی میشود.
در وسط این جاده خانهای به نام عشق است.
اگر عشق در زندگی نداشته باشی حتی نمیفهمی که زندگی کردی. در انتهای این جاده خانهای به نام پایان زندگی وجود دارد که در آن خانه از عشق نوشته شده است.
روحش شاد باد
امیدوارم سال جدید سال خوبی برای همه باشد.

