تبليغاتX
دفتر مشق
در شهر و کشور ما اتفا قات مختلفی رخ میدهد ؛ ومن شما نیز هر روز با انها سر و کار داریم ؛هر یک از ما نیز به روشی از کنار انها می گذریم ؛منظورم مسائلی مانند مواردی است در پست های قبلی اشاره کرده ام.

اما واقعیت این است که این موارد جزو دردهای شهر و جامعه ما  محسوب می شود ؛می شود به جای دور زدن موضوع به راهکارهای حل آن فکر کنیم ؛ واگر توان اجرایی نیز داشتیم به رفع این نوع مشکلات اقدام کنیم .متاسفانه به دلیل های مختلف اعتماد مردم نسبت به یکدیگر کم شده است؛ دیگر فردی به کمک فردی که کنار خیابان افتاده است نمی رود؛دیگر کسی فردی را که تصادف کرده به بیمارستان نمی رساند؛دیگر فردی به کسی که کنار خیابان بنزین تمام کرده ؛بنزین نمی دهد؛دیگر رانندهای مسافری را در انتهای شب سوار نمی کند و مسافر نیز در چنین زمانی با ترس و لرز سوار ماشینی می شود.

با همه این نا هنجاریها هنوز مردم کشورمان خونگرم ترین و مهر بان ترین مردمانند. کارگر شهرداری که با حقوق ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان زندگی می کند وقتی پول هنگفتی پیدا می کند در به در به دنبال صاحبش می گردد.یا رانندهای که پول و وسائلی مانند تلفن همراه مسا فران که در ماشین جا مانده است را به هر روشی به صاحبانش می رساند نیز  وجود دارد.

 

 

نوشته شده توسط بیاض در سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 20:31 | لینک ثابت |
با توجه به اینکه یکی از دوستان خوبم کو هنورد است ؛نسبت به خبر های خدفتر مشقاص این حوزه نیز نیم نگاهی دارم؛ این دوست خوب من اقای عیسی نجفی یکی از دبیران با تجربه و علاقه مند به کار خود است وشاگردانش نیز او را خیلی دوست دارند؛ در کنار کار خود به کوهنوردی نیز می پردازدالبته روزنامه نگاری خوانده است و در این حوزه نیز کار کرده است.

که امید وارم در کار های خود موفق باشند.

بخشی از خبر ی که در این خصوص در خبر گزاری ها درج شده بود ؛برای احترام به این ورزشکاران می آورم؛ روحشان شاد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بیاض در یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 17:42 | لینک ثابت |