تبليغاتX
دفتر مشق

 سلام خیلی وقت است که دل ودماغ نوشتن را ندارم....

اما عید است و عید نوروز پس این عید را به همه تبریک می گویم وامیدوارم سال ۱۳۸۷ سال خوبی برای همه مردم کشورم باشد.

بوي باران بوي سبزه بوي خاك

شاخه هاي شسته باران خورده پاك

                                                                                      آسمان آبي و ابر سپيد

                                                                                     برگهاي سبز بيد

 عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستوهاي شاد

                                                                        خلوت گرم كبوترهاي مست

                                                                      نرم نرمك ميرسد اينك بهار

                                                                           خوش به حال روزگار

 خوش به حال چشمه ها و دشتها

خوش به حال لاله ها و سبزه ها

                                                                   خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

                                                             خوش به حال دختر ميخك كه ميخندد به ناز

 خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب

                                                                   نرم نرمك ميرسد اينك بهار

                                                                    خوش به حال روزگار

 اي دل من گرچه در اين روزگار

جامه رنگين نمي پوشي به كام

باده رنگين نمي نوشي زجام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت از مي كه ميبايد تهي است

                                                        اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم

                                                       اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

                                                        اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار

 نرم نرمك ميرسد اينك بهار

خوش به حال روزگار

                                                      گر نكوبي شيشه غم را به سنگ

                                                      هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ

 

 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:51 توسط بیاض |

به انتظار تصویر تو

                              این دفتر خالی

                                                                    تا چند

                                                                                               تا چند

                                                                                                                       ورق خواهد زد؟...

می گویند۴۰روز ؛اما تو گویی از آن شب خون آلود؛سالها گذشته است؛از آن شب که ستاره درخشان امید در آسمان ما غروب کرد.روزها و شب هایی که در سکوت و اندوه گذشت؛هر چند بی بازگشت بودن سفرش را باور نکردیم؛اما هر لحظه دلتنگ در آغوش گرفتن ؛بوییدن وبوسیدن آن وجود نازنین بودیم و هستیم.

این مطلب را دوست عزیزم ابراهیم باقری به مناسبت چهلمین روز در گذشت" آرین" نوشته است .

از خداوند تبارک تعالی برای پدر و مادرش ارزوی صبر و برد باری دارم.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:32 توسط بیاض |

فرودین آمده امروز به رخسار دگر

گلفروشان به خروشند، به بازار دگر

شوق و شوری دگر و گل دگر و نغمه دگر

گل شکوفا شده در سنگر دین بار دگر

خوش خبر آمده، چاووش بهاران شنوید

عندلیبان به فغانند به گلزار دگر

باغبانی‌ست در این باغ که گلزارش را

بهر دیدار سزد، دیده بیدار دگر

هاجر کعبه مقصود در این طی طریق

ز صفا آمده تا مروه به رفتار دگر

این زمان با علم عشق نگر دشت به دشت

می‌رود قافله با قافله سالار دگر

کاروان می‌رود و در خم هر ره گیرد

پرده آن واقف اسرار ز اسرار دگر

(شادروان سپیده کاشانی)

نوروز ۱۳۸۶ را به همه هموطنان تبریک می گویم و امیدوارم سال خوبی برای همگان باشد

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 16:34 توسط بیاض |

 روز یکشنبه  20/12/85  آرتا به دنیا آمد و با امدندفتر مشقش خانواده ما را شاد کرد.

آرتا arta) (نام پسرم است به معنی مقدس و درستکار و راستگومی باشد.ازاین جهت خداوندگار را شاکرم .

در حال حاضراز  مهم ترین بحث های  خانواده م میزان شباهت آرتا به پدر و مادرش و دیگر اعضا خانواده است.

در این فرصت اآرزو می کنم خداوند به فرزندی نیکو و صالح بدهد .

در پست های بعدی عکس هایش را می گذارم.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 17:26 توسط بیاض |

در نوروز همه مردم هر جا باشند، به خانه و کاشانه خویش باز می‌گردند تا در ساعت تحویل سال و صبح نوروز در جمع خانواده و کنار سفره عیدی باشند. این حضور جمعی خانواده در پی فعالیت یک ماه استقبال از نوروز و تمیز کردن وآماده ساختن خانه و تدارک لوازم عید است و همراه با آدابی است که همه ملزم به رعایت آن هستند. رعایت این آداب نقشی پویا در انسجام خانواده دارد. برای حضور در کنار سفره عیدی و لحظه تحویل سال که هر دو از بار تقدس برخوردارند، باید پاکیزه بود و آراسته به ادب و آیین. باید کنار سفره عید نشست. آیینه و آب ، چراغ روشن ، کتاب و شمایل مقدس و سبزه نورسته و سکوت در انتظار آغاز سال، فضای رازآمیز و روحانی ایجاد می‌کند، که برای همیشه در خاطره کودکان تصویری ماندگار و آمیخته باشادی و محبت است، و بزرگترها را به فراموش کردن دل آزردگی‌ها می‌خواند. سپس کلام مبارک باد وشیرینی سفره عید، همه را شیرین کام می‌کند و راهی دید و بازدیدهای نوروزی. نقش وفاقی تحویل سال، در نقاطی که مکان زیارتگاهی و مقدسی داشته باشند، از محدوده فضای خانواده فراتر می‌رود. مردم در مکان مقدس گرد می‌آیند و نوروز را با هم آغاز می‌کنند همچنین در  بارگاه امام رضا( ع ) در مشهد، حرم حضرت معصومه( س ) در قم، و شاه چراغ ( ع ) در شیراز و صحن و سرای امامزادگان و قدمگاه‌ها  در شهر و روستاهای دیگر سال نو خود را آغاز می‌کنند.

نوروز جشن فرهنگ و هویت

نوروز جشنی است برخاسته از ایران و به هیچ قوم و مذهب معینی بستگی ندارد. نوروز با آریایی‌ها وارد ایران نشده است، بلکه آریایی‌ها آن را از مردم فلات ایران گرفته اند. بنابر این نوروز یک جشن سرزمینی است نه جشنی متعلق به قوم یا مذهبی معین. برخی گمان می‌کنند که نوروز یک جشن زردشتی است، در حالی‌که اصلا" چنین نیست. زردشتیان نیز همانند بقیه مذاهب، نوروز را به عنوان یک جشن ملی پذیرفته اند.

نوروز جشنی فرهنگی و ملی است و بازندگی مردم پیوند دارد. چیزی در آن وجود ندارد که اقوام و مذاهب مختلف با آن مخالفت کنند، به این جهت نوروز با « پیدایش اسلام » به ویژه در مذهب شیعه، مهر تأیید خورد. ارتباطی که نوروز با  مذهب شیعه دارد، خیلی بیشتر از ارتباطی است که با مذهب زردشت دارد. به روایتی، روز عید غدیر را که حضرت علی ( ع) به ولایت منصوب شد، با روز عید نوروز مصادف بود.

حدیثی است از معلی بن‌خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق (ع) درآمدم، فرمود: آیا این روز را می‌شناسی؟ گفتم: این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می‌دارند و به یکدیگر هدیه می‌دهند.

پس حضرت صادق (ع) فرمود: سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می‌کنم تا آن را دریابی، پس گفت: ای معلی، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا (ص)، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت‌های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم (ع) نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل‌محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می‌کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می‌شود و او را در کنار کوفه بر دار می‌کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. (بحار – جلد 24)


.::ادامه مطلب::.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 17:23 توسط بیاض |

عید سعید غدیر خم بر هم میهنان عزیز مبار ک باد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 19:29 توسط بیاض |

 عید سعید قربان را به مردم کشورمان تبریک می گویم

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 16:46 توسط بیاض |

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در گاهشماری نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

 بر گرفته از پژوهش های ایران نوشته رضا مرادی غیاث آبادی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 13:52 توسط بیاض |

 ۱۶ آذر یاد آور رشادت وحق طلبی دانشجویان است. دانشجویان همیشه جزو گروهای بر تر و مرجع کشور محسوب می شوند.وپیشتازان امور فرهنگی " اجتماعی "سیاسی و از همه مهم تر علمی هستند.و....

در دورانی که دانشجو بودم تنها چیزی که از مسولان دانشگاه در این رابطه یادم می اید "پارچه      نوشته ای  بر سر در دانشگاه بود برای تبریک. همین و بس.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 13:39 توسط بیاض |