در ماه رمضان یک غیبت نسبتا"طولانی داشتم،به دلیل مشغله زیاد فرصتی برای سرزدن به وبلاگ ها نبود.حتی خبرگزاری ها را نیز در حد ضرورت و خیلی کم سر می زدم .درهر حال از همه دوستان که سرزده اند و پیام گذاشته اند ولی من نتوانسته ام پاسخ دهم پوزش می خواهم. همچنین عید سعید فطر را هم تبریک می گویم و امیدوارم که موفق و پیروز باشید.آرزو می کنم طاعات وعبادات همه نیز مورد قبول حق باشد.
اول اینکه بنابر گفته این مقام مسول 12 درصد از گدایان دستگیر شده داری تحصیلات دیپلم و بالاتر هستند.
دوم اینکه بیشترین تعداد این افراد در گره سنی بین 32 تا 41 سال قرار دارند.
سوم اینکه 91 درصد این متکدیان از سلامت کامل ر روانی برخوردارند.
چهارم اینکه 67درصد نیزاز نظر جسمی در سلامت کامل به سر می برند.
پنجم اینکه 63 درصد این افراد برای تامین هزینه های مواد مخدر خود گدایی می کنند.
1- آیا به نظر شما این آمار جای تامل ندارد؟
2- آیا اگر برای موارد اول ؛دوم وسوم کار وجود داشته باشد با زهم گدایی خواهند کرد؟
3- بر اساس این امار فقط حدود 9درصد این افراد به دلیل مشکل جسمانی و شاید از روی ناچاری تکدیگری می کنند که می شود این افراد تحت پوشش نهاد های حمایتی نظیر سازمان بهزیستی ویا کمیته امداد قرار داد تا زندگی آبرومندانه ای داشته باشند.
4- و آیا نمی شود 63 درصد این افراد را در مراکز بازپروری معتادان ترک داد.
5- و...
یکی از دوستانم _داود_ چند روز پیش اقدام به راه اندازی وبلاگی به تهمتن کرده است.داود در اولین پست خود دنیای اینترنت را به عنوان رب النوع اطلاعات نامگذاری کرده است.وی معتقد است اگر اینترنت در دوران باستان وجود داشت ،همانطور که هر پدیده ای برای خودش رب النوعی داشت مثلا" در فرهنگ های مختلف زئوس رب النوع یا خدای خدایان بود،اروس رب النوع عشق ،اناهیتا رب النوع آب وروشنایی،ونوس الهه زیبایی و.. بود به طور حتم اینترنت نیز به عنوان الهه اطلاعات تعیین و تقدیس می شد.
اول، چندی است که فرصت به روز کردن وبلاگ را نداشته ام ؛در این مدت از دوستانی که به من سر زدند متشکرم و پوزش می خواهم که نتوانستم با آنان سر بزنم.
دوم؛ اقای عالیجناب مدیر وبلاگ عالیجناب عشق در نظر قبلی خود در خصوص بنزین از من پرسیده اند؛ در این رابطه موارد زیر را می توان شمرد
1-مشکلاتی مانند نبود تاکسی ،شلوغ بودن اتوبوس ها و مترو،بوجود آمدن بازار سیاه برای بنزین ، فروش کارت های بنزین از مهمترین وشایع ترین مشکلات است البته گرانی کرایه ها را نیز به آن اضافه کنید.
2-راننده آژانسی می گفت رفته بودم تا ماشینم را خط بیندازم که فرد دیگری نیز که ماشینش 50 میلیون تومان می ارزید؛(البته اسمش را گفت اما من یادم رفته)آمده بود تا ماشینش را خط بیندازد( منظورش این بود که می خواست ماشین اش را خطی و مسافر کشی کند)تا از این طریق سهمیه بنزین بیشتری دریافت کند!.
.
3-راننده تاکسی هم می گفت بعد از این دیگر مسافر کشی نمی کنم،سهمیه بنزینم را می فروشم!.
4-فردی که یک ماشین بدون استفاده دارد-به دلیل خرابی – خوشحال است که می تواند سهمیه اش را بفروشد و پولی بدست آورد.(می گوید حدود 30 تا 50 هزارتومان می شود)!
5-فرد دیگری موتور سیکلت بدون استفاده دارد که می خواهد سهمیه بنزین اش را بفروشد(حدود 10 تا 15 هزار تومان می شود)....
پلیس همیشه به عنوان مامن و فردی مورد اعتماد جامعه محسوب می شود وحتی انتظار می رود با چنین افراد ی نیز اصولی ومنطقی برخورد شود.
انتظار می رود پلیس در بر خورد های خود احتیاط بیشتری به خرج دهد.چراکه نیروهای انتظامی الگویی برای افراد جامعه وبه ویژه کودکان محسوب می شوند.
چه دلیلی برای برخورد های این چنینی وجود داردکه خلاف کاران را آدم هایی مظلوم وسر به زیر نشان می دهد و پلیس را مقابل انان نشان می دهد.
برای جلوگیری از اعمال زشت و ازار و زورگویی این افراد بزهکار، ضروری است در کنار توجه به مسایل اجتماعی ،اقتصادی ،روان شناسی و…اقدامات پلیس مستمر و برنامه ریزی شده باشد نه مقطعی.
توجه داشته باشیم که بر خوردهای مقطعی وبدون برنامه علمی و توجه به نظریه های مطرح در –حوزه های اجتماعی و روانشناسی و …توفیق چندانی نخواهد یافت.مردم انتظار دارند همیشه در آسایش و امنیت باشند واین امر نیازمند یک برنامه همه جانبه و با بکارگیری کارشناسان حوزه های مرتبط محقق می شود.
"آقا پنجره راباز کن ؛بازهم اینا اومدن؛آخه ؛کی اینا را تو شهر راه می ده؛با پررویی هم می یان بالا وردست آدم می شیند.آخه بابا هیشکی نیس کاری بکنه؛عجب بد بختیه؛روزمون با چیو کیا شروع می کنیم.
-آقای راننده نمی شد کمی جلو تر می ایستادی.
-بابا ول کن اینا بدبختند اونا هم انساند.
-اخه آقاجون آدم خودشو دستی دستی تو چاه میندازه."
حقیقت این است که اعتیاد خانمان سوز است و خود فرد نقش مهمی در بد بختی خود دارد.
ایستگاه بیمارستان شریعت رضوی – مهرآباد- محلی به نام گرمخانه برای معتادان ایجاد شده است تا این افراد شب ها سر پناهی با لای سر خودداشته باشند.این معتادان وقتی سوار اتوبوس می شوند بوی بسیار بدی فضا را پر می کند که تحمل آن خیلی سخت است.نقل قول های بالا نیز بخشی از نا رضایتی مردم را نشان می دهد.متاسفانه این افراد وصله های ناجوری برای خانواده هایشان و جامعه هستند. وهمانطوری که قبلا"گفتم بازهم تاکید می کنم خود این افراد نقش بسیار مهمی در مشکلات خود دارند.نیازی به نوشتن نیست کهنـتـيـجـه وعاقبت افرادي كه به مواد مخدر اعتیاد پیدا می کنند جز مرگ وتباهی زندگی خود و اطرافیان نخواهد بوداین امر بـايد درس عبـرتـي براي افراد ديگر بخصوص جوانان باشـدتا بخاطر شادي ها، خوشـي هـا و اثـرات كـاذب زود گذر وهرگز حتي فكر مصرف آنها را نیز در ذهن خود راه بد هند.اما متا سفانه چنین نیست.
به اميد روزي كه شهری بدور از این وصله های نا جور داشته باشیم.
به طور حتم شما هم خبر های نا گواری در خصوص حوادث جادهای شنیده اید.بر اساس آماری گفته می شود تعداد مرگ ومیر جاده ای در ایران بیش از تعداد تلفات انتفاضه فلسطینیان در برابر رژیم صهیونیستی بوده است همچنین گفته می شود مرگ جاده ای پس از سکته قلبی دومین دلیل مرگ ایرانیان است وهمین طور گفته می شود آمار مرگ جاده ای ایران در سال گذشته بیش ازآمار کشته شدگان حاصل از حمله آمریکا به عراق بوده است.
و... سالها ست که این موضوع به روشهای مختلف اعلام می شوداما متاسفانه اقدام قابل توجهی نمی شود .
متاسفانه سال جدید شروع خوبی برای من ودیگر همکارانم نداشت در اولین روزهای سال 86 (5 فروردین) ابراهیم باقری دوست وهمکار عزیزم در مسیر تهران به مشهد نزدیک نیشابور ساعت 3 صبح دچار حادثه
نا گواری شد و متاسفانه ارین _پسرش_ را از دست داد و همه ما را در سوگ خود نشاند.
آرین پسری باهوش ومودب بود . وقتی این خبررا شنیدم مات و مبهوت ماندم وجرات اینکه با ابراهیم باقری تماس بگیرم و این حادثه را تسلیت بگویم را نداشتم .در چنین مواقعی خیلی سخت است تماس گرفتن و چیزی گفتن من که جرات نکردم وروز بعد هم فقط گفتم خدا صبر دهد . تنها چیزی که در چنین مواقعی می شود گفت همین است. بازهم امیدوارم خداوند به خودش و همسرش صبر عطا کند .
آرین به نویسندگی علاقه داشت در یکی از انشاهایش که تحت تاثیر فوت پدر بزرگش – تقریبا" سال پیش همین مو قع فوت کرد- نوشته بود زندگی را چنین توصیف می کند:
داستان زندگی را در یک ورق نمیتوان نوشت، چون زندگی یک جادهی طولانی است که ظرف 100 سال آن جاده طی میشود.
در وسط این جاده خانهای به نام عشق است.
اگر عشق در زندگی نداشته باشی حتی نمیفهمی که زندگی کردی. در انتهای این جاده خانهای به نام پایان زندگی وجود دارد که در آن خانه از عشق نوشته شده است.
روحش شاد باد
امیدوارم سال جدید سال خوبی برای همه باشد.
سلام ؛ چند وقتی است که فرصتی برای نوشتن مطلبی نداشنتم که از این جهت از دوستانی که به من سر زدند و با پست های قبلی روبرو شدند پوزش می حواهم.
ما ایرانیان در پیشینه و تاریخ پر باری در تمدن بشری هستیم
هنگامی که سفرنامه پیترودلاواله – جهانگرد ایتالیایی – که در دوره شاه عباس صفوی حدود سال1617 م به ایران سفر کرده بود را مطالعه می کردم نکات جالبی نظرم را جلب کرد. وی وقتی وارد کشورمان می شود می نویسد ایران بر خلاف ترکیه دارا ی امنیت بالایی است همچنین اشاره می کند که ایرانیان میهمان نواز و کنجکاو هستند.
وی هنگامی که از شهر اصفهان می نویسد در توصیف چهار باغ ؛ مید ان نقش جهان و برخی خیابانها؛ آن را بهتر و زیبا تر از همانند آندر ایتالیا میداند .
این جهانگرد ایتالیایی امنیت در ایران را بسیار بالا می داند و می نویسد در ایران اگر اموال و دارایی فردی در بین راه غارت شود حاکم شهر ملزم به تامین آن خواهد بود. همچنین می نویسد وقتی در جاده های خارج از شهر مسا فرت می کردیم به دلیل امنیت کامل جاده ها به همراه همسرش خارج از کاروان وجاده سوار کاری می کنند و طبیعت لذت می برند.
در بخش دیگری از این سفرنامه می نویسد در بین راه کاروان سراهایی برای آسایش و امنیت مسافران ساخته شده است که هر مسافری هرچه قدر بخواهد می تواند در بماند.
نکات دیگری نیز در این سفر نامه است که در فرصت های بعدی درج خواهد شد.

خبر ساخت داروی ایدز -آیمود-خبری بود که از مدتها پیش منتظر شنیدن آن بودیم بالا خره اعلام شد؛وسبب شادی و افتخار مردم شد.
این موفقیت را به هموطنان و دانشمندان کشورمان که زحمات زیادی برای به ثمر رسیدن آن انجام داده اند تبریک می گویم و امید وارم که برای بیماران نیازمند کشورمان و دیگر انسانها مفید واقع شود.همچنین امیدوارم این داروی گران قیمت و حیاتی همچون دیگر دارو های گران قیمت سر از ناصرخسرو در نیاورد.
اما واقعیت این است که این موارد جزو دردهای شهر و جامعه ما محسوب می شود ؛می شود به جای دور زدن موضوع به راهکارهای حل آن فکر کنیم ؛ واگر توان اجرایی نیز داشتیم به رفع این نوع مشکلات اقدام کنیم .متاسفانه به دلیل های مختلف اعتماد مردم نسبت به یکدیگر کم شده است؛ دیگر فردی به کمک فردی که کنار خیابان افتاده است نمی رود؛دیگر کسی فردی را که تصادف کرده به بیمارستان نمی رساند؛دیگر فردی به کسی که کنار خیابان بنزین تمام کرده ؛بنزین نمی دهد؛دیگر رانندهای مسافری را در انتهای شب سوار نمی کند و مسافر نیز در چنین زمانی با ترس و لرز سوار ماشینی می شود.
با همه این نا هنجاریها هنوز مردم کشورمان خونگرم ترین و مهر بان ترین مردمانند. کارگر شهرداری که با حقوق ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان زندگی می کند وقتی پول هنگفتی پیدا می کند در به در به دنبال صاحبش می گردد.یا رانندهای که پول و وسائلی مانند تلفن همراه مسا فران که در ماشین جا مانده است را به هر روشی به صاحبانش می رساند نیز وجود دارد.
اص این حوزه نیز نیم نگاهی دارم؛ این دوست خوب من اقای عیسی نجفی یکی از دبیران با تجربه و علاقه مند به کار خود است وشاگردانش نیز او را خیلی دوست دارند؛ در کنار کار خود به کوهنوردی نیز می پردازدالبته روزنامه نگاری خوانده است و در این حوزه نیز کار کرده است.
که امید وارم در کار های خود موفق باشند.
بخشی از خبر ی که در این خصوص در خبر گزاری ها درج شده بود ؛برای احترام به این ورزشکاران می آورم؛ روحشان شاد.
.::ادامه مطلب::.
هنوز مادرانی هستند که چشم انتظار فرزندان و عزیزان خود چشم از در خانه بر نمی دارند. و جانبازانی که به دلیل بیماری وخون ریزی های شدید نمی توانند فرزندان خود را به گرمی در اغوش بکشند و.... اینها وهزاران مورد دیگر حاصل خوی استبدادی و زورگویی این دیکتاتور است.
مردم عراق با همه مشکلاتی دارند از این اعدام خوشحال شدند وبه شادی پرداختند. در این خصوص درد دل زیاد است اما نمی خواهم مطلب به درازا بکشد.
امیدوارم به روزی برسیم که در منطقه ما صلح و ارامش حاکم باشد و از وجود بیگانگان پاک باشد.
البته این موضوع (نبود رابطه منسجم بین دانشگاه و صنایع )درخصوص سایر علوم نیز مصداق دارد.چند وقت پیش که با یکی از دانشمندان شیمی کشور گفت وگو می کردم وی نیز به این موضوع اشاره می کرد.
گاندی رهبر فقید استقلال هند جمله ای معروف دارد. می گوید: هند کشوری ثروتمند اما فقیر است.ژپن کشوری فقیر اما ثروتمند است.( قریب به مضمون)
به نظر می رسد این موضوع در مورد کشور ایران نیز صدق می کند.کشور ما اگر چه از نظر معادن و ثروت های خدادی جزو کشورهای غنی و ثروتمند محسوب می شود واز لحاظ جاذبه های گردشگری جزوء
10 کشور اول جهان است اما متاسفانه در واقعیتی که شایسته ان است زیست نمی کند.
