هم اكنون 217 سال از عمر پايتختي تهران مي گذرد اما پيش از آن، به قول ياقوت حموي در معجم البلدان، دهي بزرگ بود كه بناي آن يكسره در زيرزمين بود و احدي را ياراي آن نه كه بدان راه يابد، مگر آنكه اهالي آنجا اجازت ورود دهند.
ياقوت سپس به نكته جالبي اشاره مي كند: مردم تهران، بارها بر پادشاه وقت شوريدند. پس چاره اي نديدند كه با ساكنين آنجا به مدارا رفتار كنند و از در سازش با آنان برآيند!.
تهران باغ و بستان پردرخت و جنگل وار بسيار دارد كه سبب محفوظ ماندن اهالي از شر و فتنه اشرار مي باشد.
راوي مي گفت: برزگران تهران به دليل مناعت و حصانت مسكن و ماواي خويش، مانند ديگر برزگران زراعت نكنند و چون از دشمنان خويش بيم دارند، به مرور تخمي افشانند و محصولي بردارند و ترسند كه گاو و ابزار كشت و كارشان دستخوش تاراج اشرار گردد.
وقتي مغول ها در سال 617 "ري" را ويران كردند، مردم ري از فتنه و بيداد مغولان، به زاغه هاي تهران پناه بردند و بسياري از آنان از تيغ دشمن در امان ماندند.
اما چه شد كه تهران طرف توجه آغا محمدخان قرار گرفت، جاي پرسش بسيار است. در هرحال، او در سال 1165 اين شهر را به عنوان دارالسلطنه برگزيد.
نخستين اروپايي كه از تهران ديدن كرده است، "كلاويخو" سفير اسپانيا در ايران است. او مي گويد: اميرسلمان شاه، داماد تيمور لنگ حاكم ري بود. اما چون ري ويران شده بود، كسي در آن نمي زيست، در ورامين زيست مي كرد و برج و بارويي به تمام داشت.
مورخان برآنند كه تهران از قرن سوم هجري وجود داشته است، اما دربرابر ري، از اهميتي چندان برخوردار نبوده است.
گويند وقتي كريم خان زند پس از قلع و قمع محمدحسن خان قاجار، با اردوي خود به تهران رسيد، دستور داد كاخ و ديوانخانه و حرمسرايي بسازند و قصد داشت اين شهر را پايتخت خود قرار دهد، اما به دلايلي شيراز را برگزيد.
جالب آنكه در زمان كريم خان ناحيه ارگ كه باغ بزرگي بود احداث شد و برج و بارويي در آنجا ساخته شد. اما آباداني تهران به دوران ناصري بازمي گردد.
برخي محققان گفته اند كه آغا محمدخان، تهران را از آن روي برگزيد كه خصلتي زيرزميني داشت و خان قاجار به دليل جنگ و گريز و قشون كشي هاي بسيار، اين بافت اسرارآميز را پسنديد. زيرا به چنين كالبدي براي پنهان كردن ساز و برگ و غنائم جنگي نياز داشت. بعدها فتحعلي شاه به توصيه آغا محمدخان در اطراف تهران خندقي حفر كرد كه پايتخت را از يورش هاي احتمالي مصون نگاه مي داشت.
کلاویخو خاطرات و ماحصل سفر خود به ایران را به نگارش در آورده است و کتابی نیز به نام سفر نامه کلاویخو چاپ و منتشر شده است .به نظرم انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر کرده است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|